<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پژوهش روایی</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com</link>
<description>دانشگاه فرهنگیان خوزستان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Jan 2017 06:25:13 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>روایت کامل کارورزی 1</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/15</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم روایت کارورزی 1 کارورز : امیر جهانسوزی دانشگاه فرهنگیان خوزستان واحد امام رضا (ع) اندیمشک کلاس:203 استاد راهنما : دکتر حمادی مدرسه مجری : مدرسه ابتدایی نور اندیمشک پاییز و زمستان 1395 فهرست 1-عنوان 2-تشکر و تقدیر 3-چکیده 4-مقدمه 5-اهداف کارورزی 1 6-گزارش روز اول کارورزی من 7-گزارش فیزیکی 8-گزارش ساختاری 9-گزارش عاطفی 10-گزارش واقعه نگاری 11-گزارش پایانی 12-پیشنهادات تشکر و تقدیر سپاس و ستایش بی کران خدای را که سرچشمه ی علوم و مخزن کل</description>
<pubDate>Fri, 06 Jan 2017 06:25:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>روایت جلسه نهم کارورزی</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/13</link>
<description>با عرض سلام و درود این متن روایت نهمین جلسه پژوهش روایی ما هست که در در روز شنبه 4/10/95 ساعت 8 صبح برگزار شد. طبق معمول کلاس پژوهش روایی ما صبح اولین روز هفته بود و بیدار شدن سخت تر از هر کاری به نظر می رسید اما به هر صورتی که بودچند دقیقه مونده به کلاس بیدار شدم و کمی شیر و کیک خوردم و لباس های رسمی خودم رو پوشیدم و به سمت حیاط رفتم در بین راه کمی آب به صورتم زدم و بعدش به سمت ساختمان آموزش راه افتادم.</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 17:13:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>روایت جلسه هشتم(آموزش روایت کامل گزارش کارورزی)</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/12</link>
<description>سلام و درود امروز 13/9/95 شنبه و مصادف با هشتمین جلسه کلاس ما با استاد حمادی برای واحد درسی پژوهش روایی می­باشد. طبق معمول صبح به سختی از از خواب بیدار شدم چون ساعت شش صبح به دانشگاه رسیده بودیم درحالی که روز قبلش ساعت هشت صبح از خانه حرکت کرده بودیم ساده تر بگم بعد از بیست ساعت اتوبوس سواری دو ساعت خوابیده بودم و الان هم باید به کلاس میرفتم که واقعا شرایط بدی بود. خلاصه پا شدم و به سرعت دست و صورتم و در عرض چند ثانیه مسواک هم زدم تا به کلاس برسم.</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 17:11:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش ساختار اداری مدرسه ابتدایی نور اندیمشک</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/8</link>
<description>به نام خدا با سلام و درود سومین جلسه کارورزی ما در تاریخ 21/9/95 شیفت عصر برگزار شد. هدف از این جلسه کارورزی آشنایی با ساختار اداری و روابط انسانی و عاطفی در مدرسه نور بود که طبیعتأ باید در قالب گزارش آن را ارایه دهیم. حدودا ساعت یک و نیم بود که سوار مینی بوس شدیم و به سمت مدرسه حرکت کردیم. مانند جلسات قبل همزمان با زنگ استراحت دانش آموزان به مدرسه رسیدیم و وارد مدرسه شدیم. استاد سجادی و مدیر مدرسه منتظر ما بودند و طبق معمول با برخوردی دوستانه به ما خوش</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش عاطفی مدرسه ابتدایی نور اندیمشک</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/9</link>
<description>به نام خدا با سلام و درود در این گزارش می خواهیم روابط عاطفی و احساسی حاکم میان مدیر و معاونین، مدیر،معاونین و معلمان، مدیر، معاونین و دانش آموزان، معلم و دانش آموزان و در آخر دانش آموزان با یکدیگر را مورد بررسی قرار دهیم. ابته این نکته باید ذکر شود که در چند جلسه کارورزی نمیتوان به صورت دقیق به نوع رابطه ها پی برد و این گزارش برداشت بنده از از چند جلسه کارورزی محسوب می شود. تبیین روابط میان مدیر و معاونین در کادر اداری مدرسه نور روابط حاکم میان مدیر و</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>گزاش واقعه نگاری مدرسه دبستان نور اندیمشک</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/10</link>
<description>با عرض سلام و درود چهارمین جلسه کارورزی ما در تاریخ 5/10/95 که یک روز بارانی با هوای عالی بود برگزار شد و یکی از اهداف ما نوشتن واقعه نگاری بود به این صورت که باید یک دانش آموز را در نظر گرفته و رفتارهای کلاسی و غیر کلاسی او را با دقت مشاهده کرد و از آنها در واقعه نگاری استفاده کرد. طبق معمول ساعت یک و نیم با مینی بوس به مدرسه رفتیم و زنگ استراحت به انجا رسیدیم و وارد مدرسه شدیم. در ابتدا بنده پسر معلم را که در همان کلاس درس می خواند انتخاب کردم چون به</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:06:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>یک نمونه کدگذاری برای کارورزی و پژوهش روایی</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/5</link>
<description>نمونه از نحوه کدگذاری ،توصیف و دریافت را برای تهیه گزارش کارورزی 1. نمونه : روز دوشنبه با اجازه خانم مدیر محترم مدرسه، که روز کارورزیم نبود، به مدرسه آمدم. یادم هست وقتی به مدیر مدرسه گفتم دوشنبه بیایم برای مشاهده، با لبخند گفت: خوب است به ما هم کمک می کنی (1). اینبار با نگاه دیگر، از درب مدرسه که وارد شدم، دیوارهای حیاط مدرسه را از روزهای قبل زیباتر دیدم (2). با رنگ های شاد (3)، طرح های مثل رنگین کمان و مناظر زیبایی که گل های زیباش (4)، توجهم را جلب</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش فیزیکی مدرسه ابتدایی نور اندیمشک</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/6</link>
<description>به نام خدا گزارش فیزیکی مدرسه نور مدرسه ی نور دبستانی در شهرستان اندیمشک است که در خیابان حسینی جنب دبیرستان دخترانه کوثر ساخته شده و حدود 360دانش آموز در این مدرسه مشغول به تحصیل هستند. نمای ظاهری مدرسه مدرسه ی نور در انتهای یک خیابان رو به روی یک ساختمان نیمه کاره چند طبقه قرار دارد. درب مدرسه رو به خیابان قرار داشت و دارای پیاده رو حدودا دومتری که به نظر میرسد برای کودکان دبستانی خطرناک باشد. سمت راست مدرسه دبیرستان کوثر و سمت چپ آن کوچه است.</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>اولین روز مدرسه من</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/11</link>
<description>به نام خدا سلام وقتتون بخیر این نوشته گزارش اولین روز کارورزی بنده هست. اولین روز کارورزی1 یا همان مشاهده که در روز یکشنبه 9/8/95 برگزار شد. بهتره از شب قبلش شروع کنم که تا دیروقت بیدار بودم و فیلم میدیدم البته کمی هم با دوستان گذروندم چون صبح روز بعد کلاس نداشتم و از این بابت خیالم راحت بود که تا ظهر برای خوابیدن وقت هست. خلاصه خوابیدم و حدودا ساعت یازده بود که بیدار شدم و یه کیک و یه لیوان شیر خوردم و وسایلم رو برداشتم و رفتم سمت حمام که یه دوشی بگیرم و</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 09:04:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>روایت کامل کارورزی</title>
<link>https://narrative07.blogfa.com/post/14</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم روایت کارورزی 1 کارورز : امیر جهانسوزی دانشگاه فرهنگیان خوزستان واحد امام رضا (ع) اندیمشک کلاس:203 استاد راهنما : دکتر حمادی مدرسه مجری : مدرسه ابتدایی نور اندیمشک پاییز و زمستان 1395 فهرست 1-عنوان 2-تشکر و تقدیر 3-چکیده 4-مقدمه 5-اهداف کارورزی 1 6-گزارش روز اول کارورزی من 7-گزارش فیزیکی 8-گزارش ساختاری 9-گزارش عاطفی 10-گزارش واقعه نگاری 11-گزارش پایانی 12-پیشنهادات تشکر و تقدیر سپاس و ستایش بی کران خدای را که سرچشمه ی علوم و مخزن کل</description>
<pubDate>Fri, 30 Dec 2016 06:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>narrative07</dc:creator>
<guid>narrative07.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
</channel>
</rss>
